تبلیغات
دلنوشته های من - چیز هایی که نگفته ام
دلنوشته های من

چیز هایی که نگفته ام

شنبه 3 تیر 1391

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست

نگفتم " عزیزم این کار را نکن"

نگفتم " برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده "

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه

رویم را برگرداندم.

حالا او رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم می شنوم

نگفتم " عزیزم متاسفم چون من هم مقصر بودم"

نگفنم " اختلاف ها را کنار بگذاریم

چون تمام آن چه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است."

گفتم " اگر راهت را انتخاب کرده ای من آن را سد نخواهم کرد"

حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم

او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم

نگفتم " اگر تو نباشی زندگیم بی معنا خواهد بود"

فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد

اما حالا تنها کاری که می کنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم

نگفتم " بارانی ات را درآر...

قهوه درست می کنم و باهم حرف می زنیم"

نگفتم " جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاس"

گفتم " خدانگهدار! موفق باشی

خدا به همراهت"

او رفت

و مرا تنها گذاشت

تا با تمام آن چیزهایی که نگفتم زندگی کنم.


leonardpeoqrgnoby.snack.ws
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 11:02 ب.ظ
I am truly delighted to glance at this weblog posts which carries plenty of useful information,
thanks for providing these kinds of information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها