تبلیغات
دلنوشته های من - مطالب تیر 1391
دلنوشته های من

قصه تلخ

شنبه 31 تیر 1391

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی کور شدن را گره ها میفهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین

قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند  . . .


دل من سخت شکست

جمعه 30 تیر 1391

شیشه ای میشکند...

یک نفرمیپرسد که چرا شیشه شکست؟

آن یکی میگوید:شاید این رفع بلاست..

دل من سخت شکست

هیچکس هیچ نگفت

غصه ام را نشنید

باخودم میگویم:

ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟


تو گواه باش...

جمعه 30 تیر 1391

مترسک گفت:ای گندم توگواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند

اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد........


یه دیوونه

جمعه 30 تیر 1391

می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم

 دیدم خود خواهیه! دیدم نمی تونم

تحمل می کنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه ،

 که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه

 که بیشتر از خودم قدرتو می دونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

 تو می خندی چه شیرینه گذشتن

 

تازه می فهمم تازه می فهمم

 

تو رو می خوام تموم زندگیم اینه ،

 دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من

 تو خوشبختی همین بسه برای من


بدهکارم

جمعه 30 تیر 1391



چه بدهکارم من به خودم......

به ایمانم......

به روحم......

بابت تمام "دوستت دارم" هایی که نگفتم و بلعیدمشان...

تا ثابت کنم، روشنفکرم........

تا بگویم منطقی هستم.......

و افسوس که........

نبودم....


منطبق

یکشنبه 11 تیر 1391

ما کلا بر هم منطبق بودیم و اشتباهمان اینجا بود
که هر روز...
به دنبال نقطه مشترک میگشتیم!!!


نگذاشت بگویم

یکشنبه 11 تیر 1391

پرسیدم اگر بمیرم گریه میکنی؟
گفت:خیلی
پرسید اگر بمیرم گریه میکنی؟
گفتم:نه!
گذاشت ورفت...
اما نگذاشت بگویم اگه تو بمیری منم میمیرم!


همبازی

چهارشنبه 7 تیر 1391

 كجای بازی ما اشتباه بود

ك تو هم بازی من نیستی

   و من هنوز گرگم به هوای تو...


بزنم یا نزنم؟؟

چهارشنبه 7 تیر 1391

حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟


با تو ام ! با تو ! خدایا! بزنم یا نزنم ؟


 
همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست ... »

چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

 
عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟


 
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟


 
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است :

دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟


 
به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟


 
دست بر دست همه عمر در این تردیدم :

بزنم یا نزنم ؟ ها ؟ بزنم یا نزنم ؟

 
"قیصر امین پور"


درد فهم

چهارشنبه 7 تیر 1391

گوشهایم را می گیرم ...

چشم هایم را می بندم ...

و زبانم را گاز می گیرم ...

ولــــی ...

حـــریـــفِ افکارم نمی شوم ...

چقـــدر دردنــــاک است ...

فــهــمــیــدن !


دیگر نمیگویم...

سه شنبه 6 تیر 1391

دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست....

بگذار صادقانه بگویم گشتم. اتفاقا بود. فقط مال من نبود......

بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...


هیچ چیز آسان تر از قلبها نمیشکند

سه شنبه 6 تیر 1391


وقتی تنهاییم، دنبال دوست میگردیم؛
پیدایش که کردیم، دنبال عیبهایش میگردیم؛
وقتی از دستش دادیم، در تنهایی، دنبال خاطراتش میگردیم؛
مراقب قلب ها باشیم، هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند.


 
 ~ ژان پل سارتر ~


مگس

سه شنبه 6 تیر 1391

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم...
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم......!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم ...

زنده یاد حسین پناهی


آشفتگی

سه شنبه 6 تیر 1391

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای.

از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم.

فردریش نیچه


تمام

سه شنبه 6 تیر 1391

بی آنکه بخواهم تمام شدی
همانطور که بی آنکه بخواهم،
تمام من شده بودی. . .

محمد لطفی


تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها